روانشناسی

رابطه هويت و ازدواج

رابطه هويت و ازدواج ( صميميت و دوستي ) :

عاشق شدن طریقه دیگری برای نیل به تعریفی از خود به شمار می رود. در فرایند عاشق شدن نوجوان با برون افکنی خود انگاره[1] نامنسجم و آشفته خود در معشوق و به تدریج دیدن واضح تر آن در وی می کوشد خود را بشناسد (رفیعی،1381).

به عبارت ديگر او چنان غرق در خود، تصوير خود ونه ديگران، و آينده خود است كه        نمي تواند از عهده وظيفه نيل به صميميت برآيد. عشق نوجواني كوششي است براي دستيابي به هويت از طريق معشوق، من كيستم؟ معشوق او. رابطه عاشقانه دو بزرگسال اما رابطه دو خود سازه مستقل است كه مي خواهند موجوديتي فراتر از جمع جبري خود را بيافرينند.

صميميت واقعي زماني امكان پذير مي شود كه فرد نخست به يك هويت مستقل دست يافته باشد. تنها به شرطي كه فرد از هويت خود مطمئن شده باشد،  مي تواند در يك رابطه دوجانبه همه چيز خود را به طرف مقابل واگذار كند. ابهام و نگراني ناشي از آشفتگي در هويت،  اعم از هويت جنسي، هويت شغلي، خودانگاره (تصويري كه فرد از خود در ذهن دارد) و تن انگاره تصوير ذهني فرد درباره بدن خود) ، مانع از آن مي شود كه فرد بتواند خود را آزادانه و محبت آميز به شريك جنسي خود واگذارد يا اساساً هر گونه رابطه عميق و ديرپايي برقرار كند. اين كه از برخي جوانان مقاوم در برابر ازدواج شنيده مي شود كه نمي خواهند متعهد به كسي شوند ، نمونه اي از اختلال در اين مرحله از رشد است (رفيعي ،1381) .

 

خود پنداره و هويت

توصيف كودكان خردسال از خود در حول و حوش خصوصيات عيني است، حال آنكه توصيف نوجوانان از خود بيشتر متمركز بر روابط بين فردي، ‌ارزيابي از خود و احساسات متناقض است. خود پنداره نوجوانان متمايزتر و سازمان يافته تر است.

كودكان از محل زندگي خود مي گويند. ولي نوجوانان ، خودشان را براساس اعتقادات ، و ويژگي هاي شخصيتي توصيف مي كنند، خصوصياتي كه بيشتر وجود اصلي وذاتي خود را نشان مي دهد و تصويري منحصر به فرد از خود به دست مي دهد (ماسن وهمکاران ، 1985).

 

هويت و جنس

در زمينه شكل گيري فرايند هويت در زنان و مردان ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد.

اريكسون معتقد است فرايند رشد هويت ممكن است براي زنان و مردان متفاوت باشد. او درگيري در آرزوهاي شغلي را محور تمركز مردان و علاقه مندي به ازدواج و پرورش فرزندان را مورد توجه  زنان مي دانست .

تحقيقات كارول گيليگان  حاكي از آن است كه شكل گيري هويت دختران نه تنها براي استقلال شخصي، ‌بلكه براي همكاري و صميميت و مراقبت از ديگران نيز هست، درحالي كه هويت پسران اساسا براي استقلال و رقابت و فرديت شكل مي گيرد. دختر نوجواني كه هويتش شكل گرفته است خود را به صورت فردي مسئول  و ياري دهنده به ديگران مي شناسد در حالي كه پسر نوجواني كه هويت خود را يافته است بيشتر به موفقيتهاي خويش،  تا همكاري و صميميت با ديگران، متوجه است ( لطف آبادي ، 1385) .

گام اصلي در رشد هويت

گام اصلي در رشد هويت، جدا شدن خود انگاره نوجوان از خود انگاره عمومي خانواده است. اين جدايي خود از آغاز زندگي كودك به صورتهاي مختلف جدا شدن از آغوش مادر، ‌تشخص طلبي سال هاي سوم وچهارم زندگي، همانند سازي با والد همجنس در سالهاي پنجم و ششم، همانند سازي با معلم و همسالان در سالهاي دبستاني )مشاهده مي شود، در دوره نوجواني به اوج خود مي رسد و فرد را به تدريج به يك جوان  متمايز و مستقل كه راه خاص خويش را در زندگي دنبال خواهد كرد، تبديل مي كند. نيرومند شدن فرد در دوره نوجواني و تمايز شناختي و ديدگاه ها و باورها و آرمانهاي اختصاصي وي، شخص ويژه اي از او مي سازد كه براي تجديد ارتباط خود با ديگران به كوشش و مبارزه بر مي خيزد. اين كوشش و مبارزه به جدايي نسبي (وگاه شديد) فرد از خانواده و بزرگسالان مي انجامد و پس از تثبيت اين هويت و موقعيت، در ارتباطهاي خود با ديگران تجديد نظر مي كند.

در جريان جدايي از تعلقات كودكانه پيشين، نوجوان هويت جنسي و فكري وروحي خود را باور مي كند و با كمك قدرت تفكر انتزاعي كه در اين سالها برايش حاصل شده است به ايفاي نقش هاي مستقل خويش در ارتباط با خانواده وهمسالان و جامعه  مي پردازد ( لطف آبادي ، 1385).

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

عوامل موثر بر شكل گيري  هويت

رشد هويت نوجواني تحت تاثير عوامل مختلفي است كه چند مورد مهمتر را مي توان به شرح زير برشمرد :

1- عوامل شناختي: وقتي كه فرد در دوره نوجواني به مرحله تفكر عمليات صوري مي رسد امكان بسيار بهتري به دست مي آورد كه هويت آتي خود را ترسيم كند و به مسائل آن بينديشد.

نوجواناني كه بي رشد شناختي متناسب با اين دوره از رشد رسيده اند از كساني كه به اين سطح از تفكر نرسيده اند موفقيت بيشتري در حل مسائل مربوط به هويت خود نشان ميد هند. انان اطلاعاتي را كه در اختيار دارند بهتر به كار مي گيرند و نياز آنان به كمك گرفتن از ديگران كمتر است

2- عوامل مربوط به والدين : اينكه نوجوان تا چه حد دربررسي احتمالات مختلف براي دست يافتن به هويت آزادي دارد به شدت تحت تاثير روابط درون خانواده است. در مطالعه اي در مورد كنش هاي متقابل خانوادگي نوجواناني كه در مقياس كاووش هويت[2] نمره بالايي آوردند بيشتر به خانواده هايي تعلق داشتند كه اطمينان به خود آزادي درمخالفت كردن (مستقل بودن) ودر عين حال وابستگي به خانواده، پذيرا بودن در برابر عقايد ديگران (كثرت عقايد[3] ) واحترام قائل بودن و حساس بودن در برابر عقايد ديگران (مشاركت[4] ) تشويق مي شدند.

برعكس نوجواناني كه در كاووش هويت نمره كمتر مي آوردند از خانواده هايي بودند كه در آن فرديت تشويق نمي شد و بر توافق وحمايت دو جانبه تاكيد مي شد (لطف آبادی، 1385).

يافته هاي اين مطالعات با ديدگاه اريكسون مبني بر اينكه افراد داراي حس هويت فردي خود را از افراد ديگر متمايز و مستقل مي دانند همخواني دارد. در ضمن اين مطالعات نشان مي دهد كه پذيرا بودن وحساس بودن در برابر عقايد ديگران مهم است زيرا كاركرد هويت مستلزم در نظر گرفتن ، انتخاب و تفسير منابع اطلاعاتي محتمل درباره خود وديگران است (ماسن و همکاران ، 1985).

 

3- عوامل مربوط به مدرسه : موفقيت هاي تحصيلي از اين نظر كه راه هاي زندگي آينده را هموارتر مي سازد و از نظر هويت حرفه اي نيز اطمينان بيشتري براي نوجوان ايجاد مي كند، در شكل گيري هويت موثر است و همچنين اطلاعاتي را در اختيار  نوجوان مي گذارد كه براي شكل گيري هويت مفيد است.

4- عوامل اجتماعي _ فرهنگي : براساس تغيير شرايط فرهنگي و اجتماعي جوامع گذشته نسبت به حال، هويت نوجوانان از حالت تسليم طلبي جاي خود را به درگيري وجستجو گري داده است.

5- ترتيب تولد و فاصله نسبي  فرزندان درخانواده : تومان [5]معتقد است كه ترتيب تولد بر رشد هويت موثر است. فاصله نسبي بچه ها نيز باعث مي شود كه نه تنها برخورد والدين با آنها متفاوت باشد،‌ بلكه اين امر رابطه فرزندان با يكديگر را نيز تحت تاثير قرار مي دهد.

6- رفتار نوجوان : رفتار نوجوان نيز تاثير زيادي بر چگونگي واكنش والدين و ساير اعضاي خانواده بر او بر جاي مي گذارد و واكنش آنها در شكل گيري هويت نوجوان موثر است.

7- گفتگو در جريان تعارضات: باعث كسب اطلاعات بيشتر نوجوان، رشد تفكر انتزاعي ومعرفي خود به عنوان يك فرد متفاوت به بزرگسالان مي شود.

8- خيالپردازي نوجوانان : منبع ديگري براي ايفاي نقش ها و رفتارهاي آنان است. دامنه خيالپردازي با رشد تفكر عمليات صوري افزايش مي يابد و با بروز احساسات و نيازهاي جديد نوجوانان گسترش مي يابد. برخي از نوجوانان نيز با مطالعه به كشف هويت فكري خويش      مي پردازند (لطف آبادی ، 1385).

[1]-  self- image

[2]- identity exploration

[3] -plurality

[4]- mutuality

[5]- Toman, A.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *